![]() |
![]() |
|
| هر وقت که مي خواهيم زندگي كنيم اگر يادمان باشد كه اين شروع نو است زندگی آسان می شود |
|
نمی دانم چی بنویسم شاید امید در روزنه ای باشید شاید اگر خراب نمی کرد نمی مردم شاید نمی دانم هنوز به دنبال خودم می گردم تا بعد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/01ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
خدایا پس چرا من
زن ندارم؟ زنی زیبا و سیمینتن ندارم؟ دوتا زن دارد این همسایه ما همان یکدانه را هم من ندارم آژانس ملکی امشب گفت با من: مجرد بهر تو مسکن ندارم چه خاکی بر سرم باید بریزم؟ من بیچاره آخر زن ندارم! خداوندا تو ستارالعیوبی و بر این نکته سوءظن ندارم شدم خسته دگر از حرف مردم تو میدانی دل از آهن ندارم تجرد ظاهرا عیب بزرگیاست من عیب دیگری اصلا ندارم! خودم میدانم این "اصلا" غلط بود
در اینجا قافیه
لیکن ندارم تو عیبم را بپوش و هدیهای ده خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟ اگر او را فرستی دیگر از تو گلایه قد یک ارزن
ندارم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/04/10ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
چرا حفاظت تمام صندوقها برعهده نیروی انتظامی نیست؟/خبر میرسد شناسنامههای سربازان جمعآوری شده استقلم - رییس کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و کروبی در نامهای به دبیر شورای نگهبان از تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگرانی کرده و انجام اقدامات مقتضی را خواستار شدند.به گزارش قلمنیوز، در این نامه آمده است: می توانید روی لینک بالا کلیک کنید و خودتان مطلب را بخونید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/03/18ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
الان ساعت ۱۲ و ۱۰ دقیقه هستش
دیشب شب سختی رو گذروندم .ولی به لطف قرص های خواب آور گرفتم خوابیدم.باز کابوس باز اضطراب. از همه چی از فردا از این که چی قراره بشه و ............ دیگر هیچ
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
ناخدا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/03/11ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم
"هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع
ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در
گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که
در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا
ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی
حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر
آسيب و بلايی که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و
روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که
در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.
حوادث طبيعی در طول ميلیون ها سال طبيعی بوده اند بغير از ده های اخير که اين حوادث برخی طبيعی و برخی ديگر از طريق تکنولوژی های پيشرفته توليد و به جان و مال مردم لطمه ميزنند. اين حوادث ظاهراً طبيعی که غير طبيعی توليد ميشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سيل های بی شاخ و دم) را امروزه از طريق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه هاي هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز ميتوان از طريق انفجار بمب اتمی در چاهای عميق نيز توليد کرد. من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/02/23ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
زه عمر و زندگي سيرم نمودي ز بس درد و بلا از حد گذشتي همه عالم يكي مويت نيرضد زمام مشك چين گوييت نيرضد سهيل آفتاب و ماه تابان به نظاره ي رويت نيرضد فلك دورم فكند از وصل جانا به دوش من نهاد اين بار هجران منه دل خسته و اين بار سنگي چه سان بار فراق آرم به پايان مكن باور زه وصلت سيرم اي دوست و يا از تو كمي دلگيرم اي دوست وليكن گردش و اختار و افلاك نگردد جفت با تدبيرم اي دوست بهار آمد به صحرا و در و دشت جواني هم بهار بود و بگذشت سر قبر جوانان لاله خيزد دمي كه مهوشان آيند به گلگشت
سلام بر تنها زورق دريايي بي كسي هايم فقط مي خواستم بگم تولدت مبارك |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/02/12ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
استادي در شروع کلاس درس، ليواني پر از آب به دست گرفت. آن را
بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر
است؟
شاگردان جواب دادند نمي دانيم. استاد گفت: من هم بدون وزن کردن نمي دانم دقيقاً وزنش چقدراست. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هيچ اتفاقي نمي افتد. استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد مي گيرد. حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد ديگري جسارتاً گفت: دست تان بي حس مي شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار مي گيرند و فلج مي شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد! و همه شاگردان خنديدند. استاد گفت: خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود؟ درعوض من چه بايد بکنم؟ شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد. استاد گفت: دقيقاً! مشکلات زندگي هم مثل همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد، اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود. فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرید، هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد! دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري. زندگي همين است... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/01/29ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
در حسرت دیدارت می سوزم دیگر تحمل این همه دلتنگی و چشمانم طاقت این همه باریدن را ندارند عادت به نبودنت اگر چون گیاه هرزه ای بر گیاه وجودم بپیچد سر به دامان که گریه کنم؟ باران دیدگانم توان سیراب کردن این باغ تشنه انتظار را ندارد آنكه مي گريد يك درد دارد وآنكه مي خندد هزارو يك درد ! شاید بیاید شاید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/01/23ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
تنها تو قفس
به زنجیر عشقت اسیر یه دیوونم تو فقس خسته از این راه و مسیر موندم تنها بی یک نفس میخوای که از یاد ببرم تموم خاطره هامو این دیگه هست تو باورم که دیگه نمیخوای تو منو چشم برات تو تنهایی بزار بمونم بی خبر یک روز میفهمم کجایی میای یه روز تو از سفر با رویاهام سحر میشه به یاد تو شبای من از گریه روزی کورمیشه به پای تو چشای من تا ابد از تو میخونم این برام یه عادته تا همیشه تنها میمونم این دیگه برام حقیقته اگه یه روز برگشتی اما منو ندیدی تو این دنیا بدون من دیگه رفتم با سرما تا تو بمونی با عشقت تنها |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/16ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/12/13ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط ناخدا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ وضعيت در ياهو ناخدا |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فال حافظ بلاگفا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| پیوندها |
|
.: ♥ کاشــــــانه مهتابღ :. بمان تا من هم بمانـــــــــم گوسفند ها آدم مي شوند دشـــــــــت نيلــــــــــــوفر دختــــــــــــــر مـــــــــــــاه حذف محدودیتهای راپیدشیر |
| تصوير تصادفي |
| سخن روز |
|
|
| خبر نامه |
|
|
| نظر سنجي |
|
|
| وضعيت فعلي |
|
|
| آمار سايت |
|
|
|
RSS
|